ابوالفضل چنگیزی

وب‌نوشته‌ها

چرا کارهایی را انجام می‌دهیم که بعداً فکر می‌کنیم آن‌ها را دوست نداریم؟

بدون دیدگاه

احتمالاً شما هم این تجربه رو داشتید که بعد از مدتی احساس می‌کنید مشغول انجام کاری هستید که آن را دوست ندارید. بیاید بررسی کنیم چی می‌شه که ما کارهایی رو شروع می‌کنیم که بعداً به چنین نقطه‌ای می‌رسیم.

دلیل اول: خیلی چیزها ترند است

خب بدیهیه که آدم دوست داشته باشه بیشتر در معرض دیده‌شدن قرار داشته و براش موقعیت شغلی و تحصیلی بیشتری فراهم باشه. خب، چی بهتر از موضوعاتی که ترند هستند؟ به نظرم هوش مصنوعی از این دست موضوعاته. در نتیجه اتفاقی که می‌افته اینه که آدم‌ها خیلی راحت ورود می‌کنن به زمینه‌های ترند ولی بعد از مدتی احساس می‌کنند که اونقدر که باید از کاری که می‌کنند رضایت ندارند.

دلیل دوم: افراد مورد علاقه و کسانی که دنبالشون می‌کنیم 

گاهی علایق افرادی که مورد علاقه‌مان هستند را دنبال می‌کنیم و درک نمی‌کنیم که دنبال‌کردن یعنی دنبال‌کردن مدل ذهنی اون آدم و نه تقلید کورکورانه‌ی کارهای اون آدم.

دلیل سوم: گاهی دنبال هم‌افزایی هستیم

گاهی با این هدف که ظرفیت های فعلی را بهبود ببخشیم و یا ظرفیت‌های جدیدی ایجاد کنیم، به سراغ تجربه‌ی حوزه‌های دیگه می‌ریم. می‌بینیم که خروجی مهندسی الکترونیک و موسیقی شده پینک فلوید یا خروجی کسی که مهندسی و مدیریت خونده رو با کسی که مهندسیِ خالی خونده مقایسه می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم که چند حوزه رو با هم دنبال کنیم. اما آیا انبوهی از ناموفق‌هایی که نتونستند چیز به خصوصی از ترکیب دو یا چند حوزه به دست بیارند رو هم دیده‌ایم؟ و خب وقتی چیزی از این ترکیب به دست نمیاد، ناامیدی اولین چیزیه که گریبانمون رو می‌گیره.

دلیل چهارم: دچار خطای هزینه‌ی غرق‌شده (sunk cost fallacy) می‌شیم

گاهی می‌گیم من که تا اینجا اومدم پس بذار تا آخر هم برم شاید اوضاع بهتر شد.

دلیل پنجم: فکر می‌کنیم می‌شه ره یک‌ساله رو یک‌شبه رفت!

هیچ موفقیتی نیست که راحت به دست بیاد. توی برهه‌هایی ممکنه فکر کنیم که یه سری کارها هستند که اونقدر تخصصی نمی‌خوان ولی بعد مدتی می‌فهمیم که اشتباه می‌کردیم و دچار سرخوردگی می‌شیم.

دلیل ششم: یکدفعه نمی‌شود همه چیز را یاد گرفت

فرض کنیم من واقعاً به x1 و x2 و x3 و x4 علاقه دارم اما عدم درک اینکه همزمان نمی‌تونم به همه‌ی آن‌ها بپردازم باعث می‌شه به اشتباه فکر کنم که یک یا دو مورد از آن ها را دوست ندارم چرا که وقتی ورودی‌هایمان خروجی نداشته باشند کم‌انگیزه می‌شویم.

دلیل هفتم: جوگیر هستیم!

گاهی کارهایی که انجام می‌دیم به خاطر جوی هست که برای مدتی وجود داره و وقتی اون جو از بین می‌ره، اون کارها هم از رونق می‌اقته. مثلا، من یادمه برای مدتی والیبال خیلی مورد توجه بود چون تیم ملی والیبال یهو در معرض توجه قرار گرفته بود ولی اخیراً فکر می‌کنم والیبال مجدد همونقدر دنبال می‌شه که خیلی قبل‌تر دنبال می‌شد.

دلیل هشتم:‌ نظام آموزشی

به نظر من هرمشکلی رو می‌شه یه سرش رو به نظام آموزشی نسبت داد و احتمالاً خیلی از آدم‌ها تجربه‌های تلخی در این زمینه داشته باشند.

دلیل نهم: حسود هستیم

این رو ببینید از آلن دوباتن: رمانتیک بودن در عصر اینستاگرام نابودتان می کند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *