فیلمهایی که در سال ۱۴۰۱ دیدم (به ترتیب سال – نزولی):
The Menu (2022) | The Boy, the Mole, the Fox, and the Horse (2022) | Don't Look Up (2021) | Sweet and Sour (2021) | The Worst Person in the World (2021) | Drive My Car (2021) | Tune in for Love (2019) | Five Feet Apart (2019) | Paterson (2016) | Amelie (2001)
[خطر لو رفتن داستان بعضی از فیلمها]
بین این فیلمها، Don’t Look Up رو از همه بیشتر دوست داشتم. هم موضوع فیلم و satire بودنش و هم بازیها خوب بود. به جز اینم چون میخواستم بعدش با چند نفر دیگه در موردش صحبت کنیم.
دومین فیلمی که بین اینا دوست داشتم، Paterson بود. یه جا داشتم یه نقدی ازش میخوندم، یک منتقد ایرانی نوشته بود که رومنس فیلم خیلی کسلکننده بود. سوالی که من ازش دارم اینه که آیا رومنس خودش و خانومش هر روزش هیجانانگیزه؟:)) بابا زندگی واقعی اکثر آدمها تقریباً همینه دیگه. بعد یه مدتی همه چیز حالت روتین پیدا میکنه. من یکی از دلایل علاقهام به این فیلم همین روتین و روزمره بودنشه.
The Menu فیلم عجیب غریبی بود و فیلمنامهاش برام غیر منتظرانه بود. بازیگراش هم خیلی خوب بودند به نظرم. هم بازیگرای اصلی شامل چف، تایلر و مارگوت و هم بازیگرا با نقش فرعیتر. کلاً هم که لرد والدمورت بازیگر مورد علاقۀ منه.
Sweet and Sour و Tune in for Love هم دو تا رومنس کرهای بودند که من هردوشون رو به نسبت دوست داشتم، دومی رو بیشتر. در کل رومنسهای معاصر کرهای به نظرم جالبند. Sweet and Sour در مورد یک رابطهایه که به سمت لانگدیستنس میره و سکانس آخرش هم خوبه. Tune in for Love هم قشنگ و بیشیلهپیله است. سکانس ما قبل آخرش هم خیلی غمانگیزه.
Five Feet Apart رو اگه ندیدید، احتمالاً فیلمهای دیگهای با همین موضوع دیدهاید و در نتیجه داستان فیلم هم احتمالاً براتون معلومه. با این حال، در مجموع قشنگه و البته غمانگیز. بازیها هم خیلی خوبه.
دیدن Amelie باعث شد بالاخره موزیکهای زیباش رو در کانتکست فیلم بشنوم ولی خب خود فیلم رو اونقدر که بقیه دوست دارن، دوست نداشتم.
The Worst Person in the World روایتِ سردرگمی انسان توی روابط عاطفیشه. فیلم خوبیه در مجموع.
Drive My Car گویا بر اساس یکی از داستانهای موراکامیه ولی راستش حوصلهام رو سر برد یکم و زورکی تا تهش دیدم. با این حال، این صرفاً نظر منه و به نظرم بیشتر آدمهای دیگه نظرشون این نباشه.
و در نهایت فیلم The Boy, the Mole, the Fox, and the Horse که یکم حوصلهسربره ولی دیالوگهای بعضاً خیلی قشنگی داره. دوتا دیالوگی که ازش دوست داشتم اینهاست:
دیالوگ اول:
– Sometimes I want to say I love you all, said the mole, but I find it difficult.
– Do you? said the boy.
– Yes, so I say something like I’m glad we are all here.
– Ok, said the boy.
– I’m glad we are all here.
– We are so glad you are here, too.
دیالوگ دوم:
– What is the bravest thing you’ve ever said? asked the boy.
– Help, said the horse.
– Asking for help isn’t giving up, said the horse. It’s refusing to give up.
دیالوگهای دیگۀ فیلم رو هم میتونید اینجا ببینید. انتشارات میلکان هم کتابی با همین نام ترجمه کرده و فیلم از روی اون کتابه.
سریالهایی که در سال ۱۴۰۱ دیدم (به ترتیب سال – نزولی):
How I Met Your Father (HIMYF | 2023-2022) | Brooklyn 99 (2021 - 2013) | Normal People (2020) | Modern Love (2019)
[خطر لو رفتن داستان بعضی از سریالها]
HIMYF با گپ بدترین سیتکامیه که تا حالا دیدم. فوق تکراری، لوس و ناموفق در خنده گرفتن. نمیفهمم چرا اصلاً باید چنین چیزی میساختن.
بروکلین ناین ناین سیتکام مورد علاقۀ من بین سیتکامها و جیک و امی هم کاپل مورد علاقهام بین فیلمها و سریالهایی که تا حالا دیدم هستند. سال پیش یه دوستی پیدا کردم که اونم بروکلین رو خیلی دوست داشت و کلی سکانس رو هی با هم یادآوری میکردیم :))
سکانسهای بهیادماندنیتر (و نه با مزهتر) بروکلین ۹۹ به نظر من:
- پروپوز کردن جیک سر سرقت هالوین
- بردن شرط بین جیک و امی توسط جیک و اونجا که آجیل میخوردن قبل مأموریتشون
- اونجا که اولین بار جیک و امی به صورت واقعی هم رو بوسیدن و نه تحت پوشش مأموریت
- عروسی جیک و امی و اینکه هولت بینشون بود تا سوگندهای قبل ازدواجشون رو بهم بگن
- در نهایت هم قسمتی که جیک و هولت قرار بود از اون دندونپزشکه اعتراف بگیرند رو هم خیلی دوست داشتم.
- آها خود سکانس اپیزود اول و سرقت مغازه هم باحال بود و اصلاً باعث شد جذب سریال بشم :))
به نظرم هم در کل رابطههای بین آدمها و بالا-پایینهاش توی بروکلین ناین-ناین خیلی منطقی و خوبه و همینطور نحوۀ دولوپ شدن اون روابط. در این بین مثلاً میشه به رابطۀ جیک و امی، جیک و بویل، جیک و هولت، امی و هولت، بویل و رزا، کوین و هولت و هیچکاک و اسکالی اشاره کرد. اینا واقعاً ارتباطهای باحالی بودن. شوخیهای سریال هم بعضاً ظریف و زیبا بود و شاید هرکسی باهاشون ارتباط نگیره. شوخیهای هولت مخصوصاً. من شخصیت هولت رو هم توی این سریال خیلی دوست داشتم.
Modern Love اپیزودهاش داستانهای مستقل دارند. فکر میکنم یه ۵/۶ تایی از ۱۶ اپیزودش رو ندیدم. بین اپیزودهایی که دیدم، چندتاشون خوب بودند و چندتاشون هم چنگی به دل نزدند. بین اون اپیزودهایی که دیدم اینا جالب بودند:
- اپیزود پنجم فصل اول: “At the Hospital, an Interlude of Clarity”
- اپیزود اول فصل اول: “When the Doorman Is Your Main Man”
- اپیزود سوم فصل دوم: “Strangers on a (Dublin) Train”
- اپیزود سوم فصل اول: “Take Me as I Am, Whoever I Am”
normal people هم بدک نیست. در مورد رابطههای مبهم و سمیه.