ترسیدن و معمولی شدن

پیش نوشت: این متن انسجام نداره. بیشتر برای خالی کردن ذهنم نوشته شده. احتمالن خوندنش برای شما فایده ای نداشته باشه. اخیرن نمی تونم متمرکز شم. بخشی از این ماجرا ناشی از یک تصمیم از سرِ ترسه. مثل خیلی از تصمیم های دیگه ای که گرفتم. ورست کیس فکر کردم! با این که معتقد نیستم همیشه بدترین حالت ها رو در نظر گرفتن کار بدی باشه ولی معتقدم باید به ندرت صورت پذیره و در شرایط خیلی خیلی ضروری. اصلن یکی از شاخصه های  معمولی بودن، “ترسیدنِ همیشگی” از رخ دادنِ اتفاقات خارج از کنترل و آماده کردن همه جوره

ادامه مطلب