دروغ

پیش نوشت: بطور اتفاقی در نمایشگاه کتابی که در دانشگاهمان برگزار شده بود با مجموعه “تجربه و هنر زندگی” از نشر گمان آشنا شدم. هدف از انتشار چنین مجموعه ای را سرپرست آن به نوعی آشتی دادن همگان با فلسفه و خارج کردن آن از حالت سیستماتیک و نوع تخصصی آن می داند. شاید دیدن نوشته ای که در پشت همه کتاب ها این مجموعه دیده می شود خالی از لطف نباشد: فلسفه فقط رشته دانشگاهی نیست که در دانشگاه خوانده شود. فلسفه به همه تعلق دارد و همه ما از کودکی سوالاتی طرح می کنیم که جنبه فلسفی اشکاری

ادامه مطلب

بازنده بودن

چند سال پیش تصمیم داشتم دکتر شوم. بهتر است بگویم به دیگران می گفتم می خواهم دکتر شوم اما در دلم آرزوی محقق و پژوهشگر شدن را داشتم. در واقع از علوم دبستان متنفر بودم و هیچ وقت احساس فهم عمیق مطالب علوم را در مقایسه با ریاضی نداشتم و هروقت درصدهایم در علوم پنج دبستان یا نمره های زیستم در راهنمایی و اول دبیرستان از علی و بیژن و دیگر بچه هایی که درس را می فهمیدند بیشتر می شد، دلم برای این نظام آموزشی می سوخت و به حال آنانی که چنین معیار هایی را برای ارزشیابی تعریف

ادامه مطلب

خودتخریبی

چند روز پیش، من و یکی از دوستانم داشتیم باهم ناهار می خوردیم و در مورد چیز های مختلف حرف می زدیم. از بیش از حد مزخرف بودن یکی از استاد ها و تردید در مدرکش گرفته تا وضعیت ورودی فلان سال دانشگاه فلان، در فلان دانشگاه کالیفرنیا! (چقدر فلان گفتم در این جمله و مهم تر اینکه واقعن به ما چه ربطی دارد؟!)دقیقن به سان افرادی که در مهمانی های خانوادگی با یکدیگر درمورد چیز های مختلف از تاثیرات ریاست جمهوری آمریکا بر ایران گرفته تا اینکه رویکرد دولت باید در موضوع یارانه ها چه باشد حرف می زنند

ادامه مطلب

پراکنده درباره علایق

۱ اخیرن دارم به این موضوع می اندیشم که چگونه می شود پی برد که انسان به موضوعی علاقه دارد؟ شاید بگویید پاسخ به سوال فوق ساده است اما بگذارید سوال مطرح شده را اصلاح نمایم و بپرسم چگونه می توان پی برد که در علایقمان دچار اشتباه نشده ایم یا حتی اگر بخواهم هوشمندانه تر آن را مطرح کنم می گویم چگونه می توان پی برد که خودمان را درانتخاب هایمان در زندگی فریب نمی دهیم؟ قبل از پاسخ دادن قابل ذکراست که گاهی به سبب عدم دسترسی درست به منابع گوناگون، برخی از علایق ما نهفته باقی می

ادامه مطلب