آیا علایق‌مان واقعی است؟

پیش نوشت ۱: قبلن کمی درباره  اینکه چگونه علایقمان را تشخیص دهیم پراکنده نوشته ام که می توانید اینجا آن را مشاهده نمایید. اهمیت موضوع و خردبودن آن نوشتار مرا بر ان داشت تا آن را تکمیل کنم. این نوشتار دوقسمت خواهد داشت که قسمت نخست به دلایلی که سبب می شود چیزهای زیادی در گستره علایق ما جا بگیرند، می پردازد و قسمت دوم آن نیز ارائه راهکار و پیشنهادات خواهد بود. اصل مطلب:  از کجا تشخیص دهیم که علایق ما واقعی هستند و تحت تاثیر علایق زودگذر و فیلد های پر زرق و برق قرار نگرفته ایم؟ چرا

ادامه مطلب

دوراهی اخلاقی

اول کتاب مسائل اخلاقی پالمر هنجارها و نظریه های اخلاقی معرفی شده است. درادامه نیز case هایی مطرح شده که اگر شما جای فرد مورد نظر بودید چکار می کردید یا هرکدام از کارهایی که می شود در این ماجرا انجام داد، غایت گرایانه است یا وظیفه گرایانه یا منفعت گرایانه و …؟ وقتی بعضی از اون ها در کلاس مطرح می شد بچه ها می گفتند نمی تونیم تصمیم بگیریم ولی توضیحاتشون مشخص می کرد که درست یک لحظه قبل از آن که هردو گزینه رو از دست بدهند کدام را انتخاب خواهند کرد یا حداقل اندکی از مدل

ادامه مطلب

این روز ها چقدر سخت می گذرد

با افتادنش از روی دوچرخه و سخت مجروح شدنش بسیار اندوهگین می شوم اما اینکه سرش به جدول نمی خورد کمی تسلایم می دهد.خندیدن آن جوان های بی شعور دوباره اندوهگینم می کند اما اینکه خودش به آنها توجهی ندارد اندوه ها را می زداید.حرف های دکتر برای لزوم عمل، طاقتم را سر می آورد اما شنیدن این که با انجام فلان و پرهیز از بهمان شاید بتوان جلوی آن را گرفت، اندکی آرامم می کند.با هیچ کار درست و حسابی ای نکردن در ده روز گذشته نمی توانم کنار بیایم اما یادآوری اینکه اگر جز این می کردم نمی

ادامه مطلب

پراکنده درباره کارگروهی- وزن بیشتر شکست ها

پیش نوشت ۱: امید است مطالب مورد ۱ را حمل برخودستایی تلقی نکنید. البته تلقی کردن آن بر خودستایی هم جز معدود مواردی است که حالم را برهم نمی زند! این موفق ترین تجربه گروهی من است و لذا هرطوری بخواهم آن را به بند نگارش در خواهم آورد. پیش نوشت۲ : درهر هفت مورد مثال های شخصی داشتم اما در موارد آخری ترجیح دادم آن ها را بیان نکنم. به هرحال این نوشته حاوی نظرات “شخصی” من درباره کارگروهی است و هیچ ارزش دیگری ندارد. ۱- تمایزِ اعضا موثرترین عامل موفقیت گروه و رمزِ بقا + اثر گذاری دوستی

ادامه مطلب

هاشمی نژاد

اینجا دبیرستان هاشمی نژاد ۱ مشهد است. جایی که وجود “صمیمیت”، “همدلی” و “یک رویی” را بیشتر از دانشگاه حس می کردم. جایی که تهِ تهِ نامردی این بود که چند روز قبل عید را به مدرسه بیایی یا همه کلاس را بپیچانند و تو بگویی می پیچانم و نپیچانی! همین و نه بیشتر! جایی که معلم هایش دلسوزتر و خاکی تر از استادهای دانشگاه هستند. معلم هایی که بیشتر دوستمان داشتند (ودارند) در قیاس با استادانی که نه تنها ممکن است دوستمان نداشته باشند بلکه برایشان خیلی چیزهای دیگر هم مهم نیست. دلم برای همه آن معلم های دلسوز

ادامه مطلب