یک تصادف و ذهن معنایاب

سکانس ۱ مادرم چند بار زنگ می زنند. شاید کار مهمی باشد. تلفن را بر نمی دارم. نه اینکه نخواهم صحبت کنم بلکه جایی که هستم آنتن دهی ضعیفی دارد. با خودم می گویم یکی دو ساعت دیگر زنگ می زنم. احتمالن باید ناراحت شده باشند چرا که آن زمان همیشه تلفن را برداشته ام. …

پروکرستینیشن ساختار یافته

پیش نوشت ۱ : چند وقت پیش به بهانه موضوع جالبی که یکی از دوستان برای عنوان پروژه تمرینی درس روش تحقیق انتخاب کرده بود، Ig Nobel Prize در کلاس مطرح شد. Ig Nobel Prize جایزه ای است که به کارهایی تعلق می گیرد که در نگاه اول خنده دار به نظر می رسند ولی عمیق تر …

فارِسیتی

داشتم روی لپ تاپم دنبال یک سری فایل می گشتم که به طور اتفاقی چشمم به این نوشته افتاد. این داستان را سال پیش به یاد سوم راهنمایی که داستان های مختلفی به تقلید از مزرعه حیوانات و حتی همان نام ها می نوشتم، سرهم کردم. بسترِ جنگل و داستانی که قهرمانانش حیوانات باشند، از …

خستگی مفرط و چندراه حل من درآوردی

پیش نوشت ۱: این نوشته بیشتر از سایر نوشته هایم، رنگ و بوی شخصی دارد و احتمالن خواندنش چیزی جز اتلاف وقت به بار نخواهد آورد. به همین منظور توصیه می کنم از خواندن آن صرف نظر کنید. به هرحال باید می نوشتم تا اندکی به اجرا نزدیک تر شوم. اصل مطلب: این روز ها …