نقطه بهینه کجاست؟

داشتم به دو کیس مختلف فکر می کردم و مقایسه ای بین آنها انجام می دادم. نخستینِ آن دو این است که توانایی ات بیشتر از آنچه در واقع هست پنداشته شود و بالطبع مورد دیگرهم عکس مورد بالاست یعنی توانایی ات کمتر از آنچه در واقع هست پنداشته شود. یک وقت هست که خودمان سبب ساز این ماجرا می شویم و یک وقت هم هست که همه چیز دست به دست هم می دهند که برخلاف تمایلمان این اتفاق بیفتد. به نظرم مورد مهم آن “میزانی” هست که بهتر یا بدتر پنداشته می شوی و بعد اگر به هردلیل

ادامه مطلب

یک تصادف و ذهن معنایاب

سکانس ۱ مادرم چند بار زنگ می زنند. شاید کار مهمی باشد. تلفن را بر نمی دارم. نه اینکه نخواهم صحبت کنم بلکه جایی که هستم آنتن دهی ضعیفی دارد. با خودم می گویم یکی دو ساعت دیگر زنگ می زنم. احتمالن باید ناراحت شده باشند چرا که آن زمان همیشه تلفن را برداشته ام. خودم این تایم را پیشنهاد داده بودم. سکانس ۲ فکرم درگیر است. خیلی درگیر. ماجرایی از مدتی پیش آزارم می دهد. به سمت خشکشویی راه می افتم تا لباس ها را بگیرم. نشسته و دارد غذا می خورد. بیشتر لفتش می دهد. هیچ اعتراضی نمی

ادامه مطلب

پروکرستینیشن ساختار یافته

پیش نوشت ۱ : چند وقت پیش به بهانه موضوع جالبی که یکی از دوستان برای عنوان پروژه تمرینی درس روش تحقیق انتخاب کرده بود، Ig Nobel Prize در کلاس مطرح شد. Ig Nobel Prize جایزه ای است که به کارهایی تعلق می گیرد که در نگاه اول خنده دار به نظر می رسند ولی عمیق تر که شویم می توانند تفکر برانگیز به شمار بیایند. این جایزه در اواسط سپتامبر به ده مورد از تحقیقات علمی ای که تاحدی عجیب به نظر بیاید اهدا می شود. می توانید لیست برندگان ایگنوبل پرایز را در اینجا بیینید. در بین عنوان هایی که

ادامه مطلب

فارِسیتی

داشتم روی لپ تاپم دنبال یک سری فایل می گشتم که به طور اتفاقی چشمم به این نوشته افتاد. این داستان را سال پیش به یاد سوم راهنمایی که داستان های مختلفی به تقلید از مزرعه حیوانات و حتی همان نام ها می نوشتم، سرهم کردم. بسترِ جنگل و داستانی که قهرمانانش حیوانات باشند، از چند منظر گزینه خوبی برای نوشتن بودند. نخست آنکه به کسی بر نمی خورد. می توانستم اتفاقات و افراد مدرسه را در حیوانات تجسم دهم. دوم آنکه بعضی چیزها مانند رخ داد های سیاسی نظیر انتخابات و این جور چیزها رو نمی شد مستقیم بیان

ادامه مطلب

خستگی مفرط و چندراه حل من درآوردی

پیش نوشت ۱: این نوشته بیشتر از سایر نوشته هایم، رنگ و بوی شخصی دارد و احتمالن خواندنش چیزی جز اتلاف وقت به بار نخواهد آورد. به همین منظور توصیه می کنم از خواندن آن صرف نظر کنید. به هرحال باید می نوشتم تا اندکی به اجرا نزدیک تر شوم. اصل مطلب: این روز ها به شدت خسته می شوم. با این حال دقیقن علت این خستگی ها و انرژی کم آوردن هایم در طول روز را نمیدانم. به گمانم چیزهای زیادی دست به دست هم داده اند و چنین چیزی را پدید آورده اند. با این حال تعدادی راهکار

ادامه مطلب