اشتباهات و بازنگری در آنها

پیش نوشت : شخصی است. برای مرتب کردن ذهنم نوشتمش. برای اینکه دوباره این اشتباهات را تکرار نکنم. اصل مطلب :حس می کنم مدتی بود افتاده بودم در یک سری لوپ معیوب. احساس بی‌هودگی، اضطراب و استرس، ترس از آینده و کلی چیز دیگه. حتی دومینویی داشت اتفاقات بدی می افتاد مثل لیسی( و قبل تر از اون مثل پیرزنی که کامیون می روند) تو اپیزود nosedive از سریال آینه سیاه. البته با یک تفاوت و اینکه من جرئت این رو نداشتم که یهو مثل اون پیرزنه قید همه چیز رو بزنم و زندگی ام رو کلن تغییر بدم. خیلی

ادامه مطلب

ترسیدن و معمولی شدن

پیش نوشت: این متن انسجام نداره. بیشتر برای خالی کردن ذهنم نوشته شده. احتمالن خوندنش برای شما فایده ای نداشته باشه. اخیرن نمی تونم متمرکز شم. بخشی از این ماجرا ناشی از یک تصمیم از سرِ ترسه. مثل خیلی از تصمیم های دیگه ای که گرفتم. ورست کیس فکر کردم! با این که معتقد نیستم همیشه بدترین حالت ها رو در نظر گرفتن کار بدی باشه ولی معتقدم باید به ندرت صورت پذیره و در شرایط خیلی خیلی ضروری. اصلن یکی از شاخصه های  معمولی بودن، “ترسیدنِ همیشگی” از رخ دادنِ اتفاقات خارج از کنترل و آماده کردن همه جوره

ادامه مطلب

نصفه و نیمه رها کردن کارها

پیش نوشت نامربوط ۱: اینجا نوشته بودم که چه چیزهایی می تونه باعث بشه برای مدت زیادی ننویسیم. با این حال دلیل این موضوع در چند وقت اخیر برای من پرشدن ظرفیتم از حرف هاییه که مناسب نوشتن در وبلاگ نیستند و اکنون جای مناسبی برای نوشتنشون و اغلب اوقات فرد یا افرادی برای صحبت کردن با اونها درباره این موارد ندارم و این باعث میشه قسمت زیادی از فضا از چیزهای مفیدتر گرفته بشه. بذارید یک مثال بزنم: نزدیک خونه ی ما چهارتا سوپرمارکت وجود داره که از نظر نزدیکی فرق زیادی ندارن. با این حال ویژگی های خاص

ادامه مطلب